شعر زیر را خودم برای یه همکلاسیم البته با الهام از شعر حافظ که می گه :
"ما زیاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه می پنداشتیم "
سرودم گفتم که متنش را اینجا بیارم . در نگاه اول شاید بگین حتما ما چند سال با هم قهر بودیم . نه اینطور نیست فقط در ایام عید نوروز چون رفته بودن مسافرت خبری از هم نداشتیم . البته زیبایی این شعر را بیشتر خود دوستم می فهمه چون برگرفته از صحبت های عامیانمونه . مثلا "غریب آشنا" تخلص خود دوستمه و منظور از " در علم و دانشت ضعیف هستی " هم به اطلاعات عمومی غیر درسی برمی گرده . با این حال خواندن این شعر چندان هم خالی از لطف نیست :
روزگاری ای علی با تو بهاری داشتیم خدمتت عرض سلامی وکلامی داشتیم 
اول مهرو نکاتی بود مارا مشترک باهم و بی هم چه رازی و وفایی داشتیم
شعر و درس و مدرسه یا ذوق خاص حس و شوق هم نوایی داشتیم
آشناییمان کلاس و درس بود صحبت از دین و مروت داشتیم 
صحبتی بود از علوم مختلف سرزنش ها از کلا مت داشتیم 
کاندر علم و دانشت هستی ضعیف این سخن را با وجودت داشتیم 
صحبت از اینترنت و رایانه شد ماکه دستی در ایمیلی داشتیم
حر فمان اندر ایمیل آمد همی ما عواطف این چنین می داشتیم!!
با غریب آشنا کردیم سخن با وجودش عشق و مستی داشتیم
تادگر یادم نکردش با پیام گفت از ساری سفرها داشتیم
مدتی را دوستی کمرنگ شد آه !! عشقی بی شراکت داشتیم 
ذهن هردو از دگر فارغ شدی با دگر دیگر جدایی داشتیم 
طعنه انر آن کلاس حرفمان (ریاضی) شد مزیدی تا جدایی داشتیم 
از دل و از جان کنم عفوی علی گر نه ما افسار صحبت داشتیم 
انتظار دوستی از دل برآید نادیا ما زیاران انتظار یاریش می داشتیم 
حق چاپ محفوظ است !

|